سردفتری یا سرابی فریبنده

دیگران که باور نکردند میدانم تو هم باور نمیکنی , ابلاغ بگیری میفهمی!!!

عوامل تنزل جايگاه دفاتر
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٤/٢٧ 

بنظر حقير دوعامل مهم در ديدگاه منفي عمومي به دفاتر اسناد رسمي و يا سران دفاتر موثرند

1- بهتر است از خود شروع كنيم تاموجب گله و يا جبهه گيري نگردد ، بنظر ميرسد رفتار و اعمال و برخورد و برداشت مادي گرايانه بعضي از همكاران در انجام امور دفتر و تعلل در اداره دفتر و بي توجهي به مقام و منزلت و شان سردفتري يكي از عوامل مهم در نگرش منفي به دفاتر گرديده ،
توجه به سند فقط از منظر حق التحرير و عدم رعايت دقيق مقررات ، برخورد دوگانه با ارباب رجوع آشنا و غير آشنا ، اقدام به رقابت ناسالم با ساير همكاران ، عدم رعايت اخلاق اسلامي وبرخورد نامناسب كارمندان وبي توجهي سر دفتر به موضوع ، و تمايل به انجام كار بيشتر بدون توجه به قوانين و كسب درآمد بهر طريق ممكن و هزاران موضوع ديگر همه و همه از جمله دلايلي است كه ديدگاه مردم و مسئولين به دفاتر از شان يك معتمد ، كاتب باالعدل ، امين مردم ، حافظ حقوق مردم و دولت عدول نموده و حتي در اوايل انقلاب متصف به صفت زالوي اقتصاديشان نمود ، و موضع گيري قاطع ننمودن ساير همكاران در قبال اينگونه افراد سودجو ، و سستي در اعاده حقوق از دسته رفته سر دفتري مزيد بر علت گشت كه خوشبختانه در چند سال اخير هم سران دفاتر در اقصي نقاط مملكت به صورت فردي و كانون محترم سردفتران در تهران و بعض از جوامع سردفتران در استانها حركتي همگون در شناساندن مظلوميت اين قشر آغاز نموده اند ولي كافي نيست و تا به نقطه مطلوب برسد هنوز زمان زيادي ميطلبد ، چه سنگي را كه ديوانه اي در چاه فكنده است برآوردن آن براي هزاران عاقل نيز دشوار مينمايد....

2-يكي ديگر از عوامل عمده ، بي توجهي سازمان ثبت اسناد به دفاتر و ديد منفي و حاكمانه بر اين قشر وجدا دانستن جامعه سردفتري از جامعه ثبتي و گسترش جو بدبيني و نحوه برخورد خصمانه بازرسي و كوچك شمردن سران دفاتر در انتظار ارباب رجوع به ويژه ترتيب مصاحبه هاي تلويزيوني متعدد بر عليه دفاتر و ارائه آمار و ارقام تخلفات و منفصلين از خدمت بر خلاف عرف جامعه و قوانين مملكتي كه مجرمين و تبهكاران نيز بدين ترتيب به عموم معرفي نميگردند ، و اينها عملكرد منفي باالفعل نسبت به دفاتر موجب ياس و سرخوردگي و بي اعتنائي دفاتر در طول مدت چندين سال گذشته بود كه تا يكي دو سال اخير نيز ادامه داشت ، از طرفي عدم پاسخگوئي به موقع و دقيق و به عبارتي صريح و سريع ، موجب شد تا سران دفاتر براي جلوگيري از قطع ممر درآمد و حفظ ابروي عمومي خود به سليقه و نظر حقوقي خود رجوع و نسبت به تنظيم اسناد اقدام و به دنبال دردسر مكاتبات و دقيق شدن در مسائل و موشكافي نروند و اين شد كه قانون در هر دفتر بنحوي كه مورد دلخواه سر دفتر بود اجرا و خدا ميداند كه حقوق ارباب رجوع و دولت تا چه حد بسته به تصميم سران دفاتر بود ! و واي به حال سردفتري كه با قصد صداقت و امانت و درستي در پي كسب معلومات و رفع مجهولات به مكاتبه با سازمان روي مياورد ، سند و ارباب رجوع معطل ، هزاران نيش و طعنه و كنايه بر سر دفتر بار ، و عاقبت پس از چندين ماه سرگرداني و پيرو و توضيح و غيره پاسخي ميرسيد كه قوانين و مقررات تكليف كار را معلوم كرده است ، كسي نبود بپرسد كه اگر معين كرده بود چه نيازي به سئوال و رفع ابهام ؟ اگر قانون و بخشنامه مبهم نبود چه نيازي به خودداري از تنظيم سند ؟ و متعاقب آن بدست نيامدن درآمد؟
اين قصه سر دراز دارد ............


کلمات کليدي: