سردفتری یا سرابی فریبنده

دیگران که باور نکردند میدانم تو هم باور نمیکنی , ابلاغ بگیری میفهمی!!!

استقلال کانونها و شورایعالی (3)
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/٧/۸ 

راستی کسی میداند نتیجه نشست کانون ها وجوامع چه بود ؟ بعد از این نشست چه اتفاقی افتاد ؟ شورایعالی تشکیل شد؟ یا فقط یک مانور و حرکتی نمادین بود برای تسکین آلام دلسوختگان منصب کتابت؟ آیا کانون های استانها براساس آنچه که ماده 58 قانون دفاتر اسناد رسمی گفته است واقعا" کانون  شدند یا همچنان ک ا ن و ن باقی مانده اند؟

 

پیشتر عرض کردیم که سیاست سازمان هرچه که باشد ، ایجاد تفرقه یا اتحاد (که  فرض اول به واقع نزدیکتر است) اما بهر روی با تمام حرفها و حدیثها  کانون های متعددی ایجاد شده است  ولی آیا باید در حد یک نام باقی بمانند ؟ یعنی مشکلات جامعه سردفتری با همین تشکیل اسمی کانونها مرتفع گردیده؟ اینکه هر چند وقتی انتخاباتی برگزار بشود وعده ای در لوای رقابت، رفاقت را  دور بزنند و بتدریج صاحب عداوتی بشوند ،کافی است ؟ اینکه یکی رئیس بشود ودیگری نایب رئیس یا عنوانی دیگر  و نهایت هنرش و اختیار و اعمال مدیریتش این باشد که  چند تا نامه به کانون مرکز بنویسد که شیر دستشوئی های ساختمان کانون خراب شده است وبرای تعویضش پول نداریم و ذیل آن را امضا کند (فلانی .... رئیس کانون سردفتران ودفتریاران استان فلان) کافی و وافی به مقصود  است؟ .واینکه گاهی کانون تهران بهانه ای بتراشد برای دعوت هیات مدیره های کانونی و یک نشست بی ثمر  وکلی عکس وانتشار آن در فضای مجازی که ...  که چی؟

عزیزان و بزرگواران کانونهای استانی

شما یا کانون هستید یا نیستید .اگر کانونید باید تمام اختیارات و وظایف و تکالیفی را که برای کانونها مقرر شده داشته باشید و همه اموری را که در قانون آمده است رعایت کنید واگر نمیتوانید رعایت کنید ، پس کانون نیستید

 اگر چنین است پس چه نشسته اید؟ بیائید مرد ومردانه یک استعفای دسته جمعی بدهید. اولا" میروید سر کار و زندگی خودتان ولااقل میتوانید  هزینه دفترتان را  تامین کنید  (ما که میدانم با عضویت در کانون هیچ نصیب مالی حاصل نمیشود )

ثانیا آقایان و متولیان امورمان میفهمند که شما انقدر ها هم به این عروسک بازیها دلخوش نمیشوید ومثل توپ هم میترکد .و از آن سوی مسئولین دیگر هم میفهمند که سردفتران هم اگر بخواهند میتوانند صاحب اراده محکم باشند.

اگر هیچکدام از اینها را نمیپسندید پس تشکیل شورایعالی کانون های سر دفتری را جدی بگیرید .... شورایعالی را سرسری نگیرید .... جدی بگیرید

بیائید با هم یک وارسی ساده و دم دستی بکنیم .مطابق ماده 58 ق د ا ر مصوب 1354  اولا نظارت وزیر دادگستری (حالا رئیس قوه قضائیه ) فقط تا تشکیل کانون است نه بعد از آن .زیرا بعد از عبارت "...تحت نظارت خود تشکیل خواهد داد" آمده است که "کانون دارای شخصیت حقوقی (که حود ملازمه با استقلال دارد) واستقلال مالی است واز نظر نظامات تابع دادگستری است" .دقت داشته باشیم که اگر نظارت دادگستری  بعد از تشکیل کانون ادامه میداشت

۱-کانون از هیچ نظر مستقل نمیبود

۲-هیچ ضرورتی نداشت که قانون گذار به عبارت "...واز نظر نظامات ..." تاکید کند چون وقتی تحت نظارت باشد خود بخود تابع نظامات هم خواهد بود وعبارت مذکور رائد مینماید و پذیرفته ایم که قانونگذار حکیم کار عبث نمیکند .

۳-وزارت دادگستری (قوه قضائیه وبطریق ادنی سازمان ثبت اسناد) در امور مالی مطلقا حق دخالت ندارد چون علاوه بر تاکید قانون در استقلال مالی باید متذکر شد که مدیر داخلی موضوع ماده 17 آئین نامه بیمه وبازنشستگی نیز ماهیتا منتفی است زیرا نخست انکه با صراحت قانون در خصوص استقلال مالی منافات دارد و در ثانی سازمان تامین کننده منابع مالی ما نیست

 همانگونه که میدانید حق بیمه وبازنشستگی سردفتران در قبل از انقلاب وسالهای ماضی برابر ماده 165 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1345، بعهده وزارت دارائی بود در نتیجه در ائین نامه اجرائی ماده قانونی یاد شده به وزارت دارائی اجازه داده شده که فردی را بعنوان مدیر داخلی برای کنترل وجوه مربوط به بیمه وبازنشستگی تعیین نماید .درحالیکه امروزه حکمت وضع چنین شخصی قانونا ومنطقا منتفی است زیرا وزارت دارائی وهیچ سازمان دولتی دیگر کوچکترین مدخلیتی در تامین وجوه بیمه وبازنشستگی ندارد وتمامی حق بیمه وبازنشستگی سردفتران ودفتریاران از محل حق التحریر سردفتر تامین میگردد. از طرفی آیین نامه بیمه و باز نشستگی نمیتواند بر خلاف قانون باشد و بازنگری سریع آن با عنایت به وضعیت کانونهای استانی و شورایعالی کانونها اجتناب ناپذیر است درست است که در قسمت اخیر کمی به حاشیه رفته ایم اما ارتباط ان را در ادامه متذکر خواهیم شد

با اوصاف فوق الذکر تشکیل کانونهای متعدد در استانها بموجب قانون تجویز شده است ودر اختیارات کانونها نیز هیچ امتیازی به کانونهای استانهای بزرگتر داده نشده است وبنابر آن تفاوتی بین کانون اصفهان وملایر و فارس و تهران وجود ندارد

تنها میماند وصول و پرداخت ۱۰ درصد حق بیمه که در ماده واحده مصوب ۶۷/۰۲/۱۱ این امر به کانون تهران محول شده بود زیرا درآن زمان جز تهران در هیچ استانی کانون وجود نداشت که انهم با ماده واحده  مصوب ۱۳۷۳/۰۲/۲۸ با سکوت قانونگذار مواجه گردید که این سکوت اگر با علم و اطلاع و توجه مقنن به ماده ۵۸ قانون دفاتر اسناد رسمی بوده است به استقلال کامل مالی کانونها صحه گذارده و پرداختها میبایست به کانونها صورت گیرد و اگر به زعم عده ای دیگر از همکاران سکوت قانون لاحق حکم قانون سابق را استصحاب نماید ضرورت وجودی شورایعالی را بعنوان یک مرجع و نهاد عالی نظارتی بر کانونها تایید مینماید

بهمین دلیل است که اعتقاد داریم تشکیل شورایعالی سردفتری یا شورایعالی کانونها و جوامع سردفتری یک ضرورت قانونی است و نیاز به حکم جدیدی ندارد

به همین دلیل است که معتقدیم شورای تشکیل شده با مقدماتی که برای آن قائل شدند یعنی تشکیل هیات موسس واقدامات بعدی فاقد وجاهت قانونی است 

همه این مقدمات را عرض کردیم تا بگوئیم که ضرورت تشکیل شورایعالی کانونهای سردفتری حکم مستنبط ازقانون است و به هیچ وجه نیاز به هیات موسس ندارد بلکه باید نمایندگان کانونهای سردفتری کشور  در ان شرکت داشته باشند ومصوبات ان را هیات اجرائی ملزم است اجرا نماید و یا اجرای ان را به کانونها تفویض  نماید

مسلم آقا صفری    سیدعلیرضا طباطبایی