سردفتری یا سرابی فریبنده

دیگران که باور نکردند میدانم تو هم باور نمیکنی , ابلاغ بگیری میفهمی!!!

نقدی بر گفتمان حقوقی (1)
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳٠ 

اخیرا" مصاحبه رادیویی با عنوان باصطلاح گفتمان حقوقی با حضور جناب آقای موسی احمدی معاونت اسناد سازمان ثبت و دوتن از همکاران معززمان آقایان جوزقی وقاسمی از رادیو پخش شد وحقیر برای فهم و درک بیشتر آن ناگزیر به تهیه سی دی آن شدم وقتی کامل شنیدم از یک سو خوشحال شدم چون مخاطبان آن مصاحبه علاوه بر همکاران ، مردم عادی هم بودند وبه الی و واهی بودن استدلال حقوقی قانون گریزان این مرز وبوم پی بردند واز طرفی موجب بسی تاسف و تاثر گردید که مسئولین و مجریان ومدعیان قانونمداری ما در سازمان و قوه قضاییه اینچنین با توجیهات بسیار سخیف و غیرحقوقی حرمت قانون را به راحتی زیر پا گذاشته و به خود اجازه میدهند تا بنحو دلخواه و به اراده شخصی برداشتها و سلایق خود را از قانون با افتخار و عظمت بیان کنند و تبعات ناشی از آن را تادیده بگیرند ....

راستی چه کرده ایم و به کجا میرویم ؟ با خویشتن خویش چه کرده ایم ؟ وجدان بیدار و شعور مردم را چرا چنین به سخره گرفته ایم ؟ پس حقیقت چه میشود؟ خدا چی ؟ حق الناس چی ؟ حاسبو قبل ان  تحاسبو چی ؟  آنجا که حساب چون مویی باریک است چی؟ .... هرچه با خود کلنجار رفتم که که این یکی را نیز چون سایر موارد و جفاهایی که در این چند ساله بر ما رفته است به تقدیر بسپارم و با سکوتی تلخ و غم انگیز به محفظه بغضهایم بیافزایم .. نشد که نشد .. این یکی دیگر داشت خفه ام میکرد ، دیگر داشتم دیوانه میشدم زیرا کسی که حسب وظیفه شرعی و قانونی مسئولیت خطیر حفظ و صیانت از اسناد رسمی را عهده دار گردیده چنین بی پروا قانون را دور میزند وقتی مجری قانون چنین آسان و راحت با قانون چنین کند دیگر تکلیف سایرین معلوم است ..

این نوشته رنجنامه ای است خطاب به جناب احمدی که اگر تاثیری هم نگذارد لااقل موجب تخلیه روحی نگارنده و شاید باعث کاهش  شدت و حدت این بغض خفه کننده در گلو  گردد ... ادامه این بخش را در ادامه مطلب بخوانید و بخشهای دیگر در پستهای بعدی ....


جناب آقای احمدی .. اظهارات شما را تحت عنوان باصطلاح گفتمان حقوقی شنیدم ، گرچه صوتی بود و فاقد تصویر ولی میتوان  تصور کرد که در پایان برنامه احساس فاتحان در جنگ در رخسار عالی نمایان و تبسم ناشی از تحمیق مخاطبان بر لب و نقشه منکوب کردن رقبای بحث در سر هویدا بود ... آنانکه به حرمت سلسله مراتب اداری به قطع سخنانشان اعتراضی نکردند و وقت خویش را در این بحث بیهوده تلف کردند

ایکاش در توجیه قانونگریزی خود و سازمان لااقل  واژه مقدس دکترین حقوقی را بر زبان نمیراندید ....  ایکاش در دفاع از نظر و برداشت و تفسیر و تاویل خویش از قانون اصرار نمیورزیدید .. ایکاش با جملاتی چون "بنظرمن" یا "باستنباط ما .." و غیره اقدامات فراقانونی سازمان متبوع خود را تعدیل میفرمودید .. ایکاش لحظه ای به این نکته فکر میکردید که مخاطبان اصلی شما اکثرا" از حقوقدانان و آشنایان به زبان حقوقی و صاحبنظرانند ، گرچه بنظر حقیر توجیهات آنجناب در اقدامات انجام شده وخروج از حاکمیت قانون برای مخاطبین عادی و عوام نیز مقبول نیفتاد .....


کلمات کليدي: