سردفتری یا سرابی فریبنده

دیگران که باور نکردند میدانم تو هم باور نمیکنی , ابلاغ بگیری میفهمی!!!

اندر حکایت حذف دفاتر فیزیکی
ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۳۱ 

به نقل از همکار بسیار عزیزمان از وبلاگ محضری کوفکا ..... البته با اجازه جناب ایشان بازنشر نمودم تا همکاران محترم نیز از آن بهره مند شوند

                       به بهانه تولد دفاتر الکترونیکی در آتیه ای نزدیک

به نام خدا

یوم دوازدهم جوزا که سیستمک آنی ثبت  و اداره سجلات و احوال شخصیه همت و مددی نمودند بی بدیل و ملک الموت را فرمودند تا روح من دفتریاربن طناز قومسی را قبض نماید .

روح را بر طبقی از اخلاص نهادم و پیشکش آن  نازنین ملک نمودم .نیمروزی روح رنگ از رخسار پریده مفارقتی ،مجالستی و مجاورتی با ملک الموت بداشت و چون از حال زار و نزارم نیک تفحص بنمود تاسفی بخورد و تلطف کرد. جامی از شراب چون آب حیات به دستم بداد و برگرفتم و بخوردم و عمر از سر گرفتم .

چو رخت این عروس هزار داماد را دوباره بر تن نهادم به رسم ادب شرفیاب شدم به حضور مسببین این موت لایموت اما به سبب فروتنی و خضوع بیش از حد وحصر آنان مغفول ومبهوت ماندم که این اشارت از جانب اداره سجلات بوده یا از سیستمک  آنی ثبت ؟؟؟!!!

القصه چون به قسم  رجلان دول فرنگی عذر به تقصیر آوردند من شرمسار وغمین تر از آنان بشدم و تحسین نمودم این اخلاق حسنه با طعم تعهد را!!!!!!!!!!!!!!!

شکسته و پریشان خاطرسردر جیب ، عزلت نشین گشتم .تعلق خاطر به کتابت مرا بر آن داشت تا قبای عزلت  از تن بر کنم و جامه جمعیت خاطر بپوشانم .

به نعمت وجود  اهل و عیال همچون فردوس نشینی در سرایم چون همیشه با جمله و حرف و کلمه بساط عشرت  بر پا بود وبا قافیه های جملاتم عشق بازی مینمودم که کاتب بالعدلی طرب انگیز و شادان اذن ورود خواست . رخصت بنمودم به اندرونی بیامد و ندا بر آورد که ای طناز قومسی ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد ..... گفتمش ای هزار دستان خوش نوا چه شده که شرار عشق بر دل نشانده ای و چون مرغ نیم بسمل بر می جهی ؟ گفت خبر آورده اند شیوخ و رجلان کوی بهارستان جملگی مصوب بنمودند که ثباتی و تحریر سنتی دفتر به پایان آید و مدرن و الکترونیک وار ثبت انجام پذیرد و چه خوش آید بر اهل و صاحبان محضر .

گفتمش صاحبدلا زینهار زینهار ، به یاد آور بیست وششمین یوم سنبله سنه 92 را وچه تلخ و پر مشقت بر ما بگذشت . بیسواد گشتیم و عامی نه پسورد دان بودیم و نه آگاه زعلم وی پی ان .گمانها رفت و اندیشه ها بر آن بود که آنی و کمتر از آنی سندی تحریر و ثبت گردد وچه خوش گمانی و نیک اندیشه ای !!!

یوم حال را نظاره کن و هر پنج شنبه یوم را . نه توان پز دادن بر پوز پرداخت داریم و نه امیدی بر حیات خویش و ارباب رجوع . و در این گمگشتگی سر ، خلق البته بس شریف  آن هم از نوع ارباب رجوع چه نجابتی دارند که گردن از مو باریکتر من طناز قومسی را نمیشکنند !!!!

ای رفیق شفیق ،دفتر یار بن طناز قومسی نه از عقل و کیاست سرشار است ونه از فهم و فراست . فقط  اندک تاملی نموده بر آزمونها و ابتلا ایام ماضی و آنچه که از کشت و داشت خویش برداشت نموده و آن را خرمنی نموده و تردید آن دارد که مبادا جوین نانی از آن برنیآید . و حکایت دفاتر الکترونیکی هم همان حکایت نا وصل بودن سیستمک شود  وتحمیل  کرور کرور بار روانی بر من وتو !!! و....................................

گویند تکرار هر عمل و گفته ای ملکه ذهن و روح گردد و خوش به سعادت ما که از تکرار وازه صبر ایوب گشتیم آن هنگام که به مصیبتی گرفتار بشدیم و  کانون عظمای ما  همه وقت بگفت  الا ای اهل محضر صبور باشید و خویشتندار، صبور باشید و خویشتندار و چند باره و چند باره .

طنازی طناز تراز من قومسی بگفت : با سیستم ثبت آنی ایوب صبرش را بداد و لقمان ادبش ..........

و سخن آخر : در بند آنیم که در آنیم  . .... .خدایا آنی و کمتر از آنی مرا به حال خود وامگذار


 
دوماه زندگی رنجورانه ولی جهشی .....
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٦ 

 عزیزی به یادم آورد که امروز تولد دوماهگی است و به زور در این غروب توانستم کیکی تهیه کنم

آرزو میکنم صد ساله شوی و برایت دعا میکنم از این یرقان جان سالم به در ببری و ما را به دنبال خودت بکشی و در کشاکش دهر سرگردانمان سازی .....

 

                                                                                         سرگردونتم ......


کلمات کليدي: طنزمایه ها
 
آینده سردفتری در کشاکش ثبت آنی
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٥ 

با تشکر و به نقل از وبلاگ وزین جناب حسینی جبلی وبلاگ آبسرد

آورده اند که طالع بینی چیره دست ،کاتبی  را کف بینی کرد وسپس با نگاهی سرشارازتعجب بسیار گفت:عنقریب است که دراثرتعدد تکالیف از نواحی متعددظهرت کسرگردد وروحت مکدر،صبحی برتوطلوع نکند مگردرآن استرسی باشد ودلواپسی،روزی دراندیشه استعلام وروزدگردراستفهام خلاصه معامله،تاریخ آمارت راچنان تغییردهندکه حساب وکتابت راهیچ خراج بگیری نپذیردو دفترحسابت هرسنه ازسنه ماقبل مردودترگردد،افزوده برآن مالیاتی که آنراارزش افزوده اش خوانندهرسه ماه یکبار برسرت آوارشده وپایان فصلت راپایان وصلت به دنیا رقم زند،کابوس جهل به ثبت آنی ازآغاز شهرشهریوربرتوکراراً شرررساندوابناءبشرحتی اشرارهم برتوشفیق گردند ،برتو ستم ها از ناحیه قانون شکنانی چون اسکندر وقلی خان روا گرددوتوحتی عاجز از فریادآن،شفیقانی داری ازجمله دشتی وسیروس  نام که برای دفع ملال  تو خودرابه هردری زنندوهرچه سعی کنند کمتربه نتیجه رسند ،خلاصه اینکه لا ادری فی طالعک الا نگونساری.

 کاتب لختی درنگ کرد وگفت:بعدازآن حال وروزم چون شود؟بهبودیابم واوضاعم نیکوگردد؟

طالع بین سری جنباندوگفت :نه نگون بخت، به آن وضع عادت می کنی!


کلمات کليدي: ثبت آنی ، طنزمایه ها
 
در محدوده قانون دانی و قانون خوانی و قانون درمانی ......
ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱۱ 

1-مرغ یک پا دارد بشنو از نی چون حکایت میکند ....

رییس مرکز شماره‌گذاری و تعویض پلاک پلیس راهور ناجا از ممنوعیت نقل و انتقال خودروها و موتورسیکلت‌ها به صورت قولنامه‌ای خبر داد و گفت: صدور سند نقل و انتقال وسایل نقلیه در دفاتر اسناد رسمی پیش از مراجعه دارندگان آنها به ادارات راهنمایی و رانندگی و یا مراکز تعویض پلاک ممنوع شد.

وی با اشاره به اینکه دفاتر اسناد رسمی بر اساس این آیین‌نامه که به وزارتخانه‌های دادگستری و کشور ابلاغ شده است، مجاز به صدور سند نقل و انتقال وسیله نقلیه قبل از مراجعه دارندگان آن به ادارات راهنمایی و رانندگی و یا مراکز تعویض پلاک نیستند، تصریح کرد: بر این اساس و همچنین طبق قوانین ثبتی، ثبت نقل و انتقال وسایل نقلیه در دفترخانه‌ها اختیاری است.

رییس مرکز شماره‌گذاری و تعویض پلاک پلیس راهور ناجا به شرایط نقل و انتقال وسایل نقلیه اشاره کرد و گفت: حضور مالک و خریدار یا نمایندگان قانونی آنها به همراه وسیله نقلیه به مراکز نقل و انتقال اجباری است. در عین حال همراه داشتن اصل سند مالکیت سبز وسیله نقلیه که توسط پلیس راهور صادر شده است (در صورت مفقود شدن درج یک نوبت آگهی در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار)، اصل کارت شناسایی وسیله نقلیه (در صورت مفقود شدن اخذ تعهد از مالک یا نماینده قانونی وی)، اصل کارت ملی و شناسنامه فروشنده و خریدار، مدرک احراز محل سکونت، ارایه گواهی عدم خلاف وسیله نقلیه، اصل فیش پرداخت هزینه نقل و انتقال و بهای پلاک و اصل رسید پرداختی هزینه پست جهت ارسال کارت شناسایی وسیله نقلیه به نشانی مالک جدید نیز برای نقل و انتقال الزامی است.
 
2-حقوق از زبان حقوقی .... بخوانید خالی از لطف نیست
 
اتحادیه مشاوران‌املاک در پاسخ حقوقی به آنچه رییس سازمان ثبت در جمع اعضای کمیسیون قضایی مجلس مطرح کرده، ضمن تاکید بر اینکه بنگاه‌های مسکن برای طرفین معامله «عقدتعهدی» و دفترخانه‌ها «عقدتملیکی» انجام می‌دهند و این دو فعالیت به هیچ‌وجه موازی یکدیگر نیست، اعلام کرده است: نیت سازمان ثبت اسناد و املاک کشور حول دو محور خارج کردن اتحادیه املاک از نظارت دولت و ممنوع کردن مشاوران‌املاک از انشا قرارداد می‌چرخد، اما این دو خواسته به ترتیب خلاف قانون نظام‌صنفی و در تضاد با قانون اساسی است.
 
3- و اینهم از عجایب ..... "مدیرکل سازمان ثبت اسناد تهران" و رونوشتی به "کانون سردفتران سازمان ثبت" ..... ادغام هم ادغامهای قدیم ....
 
 

 
کاش ما را هم دائم التحریر میکردند
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٦ 

امروز به برکت کسادی بازار روزنامه یک مشتری بیکار تر از خود را از نظر گذراندم و دو مطلب توجه چشمهای فضول حقیر را جلب کرد

اول اینکه نمایندگان محترم و معظم با تصویب استفساریه ای حقوق کلیه دولتمردان سیاسی مملکت را که تنها دوسال کار سیاسی کرده باشند برای تمام عمر تضمین فرمودند

دردل به آنها احسنت گفتم و به سیاسیون کشور تبریک و آرزوی طول عمر با برکت که از رزق حلال ذخیره فرمایند .....

و از آنجا که همیشه جرقه های شیطانی در ذهن ناقص حقیر آتش بیار معرکه است بلافاصله به ذهنم خطور کرد که ایکاش اصلاحیه قانون دفاتر که در مجلس شورای اسلامی مطرح است از نگاه سخاوتمندانه بزرگوارن برخوردار گردد و با گوشه چشمی  ماده 69 دفاتر را نیز به همین منوال و بشرح زیر اصلاح و جایگزین فرمایند :

کلیه سران دفاتری که تا تاریخ تصویب این قانون بکار کتابت مشغولند بشرط دوسال کار در این حرفه شریف از متوسط کل تحریر دفتر بدن کسر کسورات قانونی الی الابد بهرمند میگردد و بازنشستگان نیز از 80% استفاده خواهند برد

بدین ترتیب جبران تمام لطمات روحی و جسمی وارده در این سالیان بنحوی جبران و خانواده بزرگ سردفتری دعاگوی انان خواهند بود و باید اذعان کنیم اگر ما سیاسی نبوده ایم لااقل در تمام مدت در مقابل تمام ناملایمات سکوت کرده ایم که هیچ رجل سیاسی تا این حد صبور نبوده است ... البته امیدوارم این حقوق "حق السکوت " تعبیر نشود

 

دوم اینکه -ناله ای از نویسنده ای و عده زیادی از مردم در رابطه با تعطیلی پائیزه بزرگترین بانک جهان اسلام "مثلا ملی" نوشته شده بود با خواندن مطلب به یاد مصیبتهای هر روزه خودمان از دست سیستم "پوز" افتادم و دلهره و نگرانی و اضطراب عمومی در این سه روزه را عمیقا حس کردم

خدائیش وقتی سیتمهای بانک ملی قطع شد و ادامه یافت از سیاه دلی و شیطنت موجود در خمیره خود استفاده کردم و کمی خوشحال شدم زیرا فکر میکردم وقتی این بار همه "مردم" را گرفتار کرده اند نه قسمتی از "نامردم"  (سردفتران) را .... دادی و فریادی و گوش شنوائی و اقدامی و بازخواستی و انتقام قشر سردفتر از این سیتمهای الکترونیکی بدون شک و شبهه ... ولی بعدا وجدانم درد گرفت به دوجهت یکی اینکه چرا بد طینتی کردم و خوشحال شدم و دیگر اینکه چرا فکر میکردم حالا که همه مردم گرفتار معضل شده اند و تمام سیستم اقتصادی و مراوده تجاری و پولی آنها به مخاطره افتاده قرار است مسببن آنها بازخواست گردند ....

دریغ از یک عذرخواهی کوچک از جانب مدعیان خدمت و باصطلاح خادمین عزیز در بانک ملی از بالا تا پائین .... حال جبران خسارات مالی و روحی و وقت مردم پیشکش ....  

 


کلمات کليدي: طنزمایه ها ، اخبار متفرقه
 
بدون شرح !!!!
ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٢ 

 دو خبر داشتیم گفتم بد نیست شما همکاران هم بخوانید و لذت ببرید

معاون قوه‌قضائیه و رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور از آغاز مذاکرات جدید با مشاوران املاک برای ساماندهی فعالیت این صنف خبر داد.
احمد تویسرکانی در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» با اشاره به حذف آرم قوه‌قضائیه از مبایعه‌نامه‌های جدید گفت: به مشاوران املاک اعلام کرده بودیم که در صورت خروج این صنف از نظارت قوه‌قضائیه و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اجازه استفاده از آرم این سازمان در مبایعه‌نامه‌ها لغو می‌شود.

وی افزود: در حال حاضر با از سرگیری مذاکرات جدید با اتحادیه مشاوران املاک به دنبال رفع مشکلات موجود در این زمینه هستیم.
تویسرکانی افزود: همچنین مذاکرات جدیدی برای سامان‌بخشی فعالیت مشاوران املاک با حضور قوه‌قضائیه آغاز شده است و در تلاشیم با تغییر نگاه صنفی و اقتصادی صرف به فعالیت مشاوران املاک، با اصلاح برخی موارد قانونی و ضوابط اجرایی، مشکلات موجود در زمینه تنظیم قراردادهای مختلف را برطرف کنیم.

 

باید زیرنظر قوه‌قضائیه باشیم

 

رییس اتحادیه مشاوران‌ املاک درباره اختلاف‌نظری که بین این صنف و سازمان ثبت اسناد وجود دارد، به خبرگزاری‌مهر گفت: «مشکل اینجا است که بنگاه‌های املاک زیرمجموعه وزارت بازرگانی و دولت است ولی دفترخانه‌ها و سازمان ثبت زیر مجموعه قوه‌قضائیه هستند در حالی که وظایف ما ایجاب می‌کند که به سمت سازمان ثبت روی آوریم.

در این میان باید قوانین به ما اجازه دهند تا این اتحادیه زیر نظر قوه‌قضائیه برود. با این اقدام بنگاه‌های املاک به راحتی می‌توانند از بانک اطلاعات سازمان ثبت استفاده کرده و قبل از هرگونه عقد قرارداد مطمئن شوند که این ملک یا زمین یا خانه چه وضعیتی دارد.» 
رییس اتحادیه بنگاه‌های معاملات املاک کشور در پاسخ به این پرسش که دعوا و چالش میان دفترخانه‌ها و بنگاه‌های املاک از چه زمانی آغاز شده است، گفت: موضوع برای 14 سال قبل است. زمان آقای علیزاده رییس وقت سازمان ثبت اسناد کشور پیشنهاداتی برای ارتباطات بهتر و بیشتر میان بنگاه‌های املاک و دفترخانه‌ها نوشتیم که با توجه به چالش‌های قانونی میسر نشد اما در زمان مدیریت آقای امیری مورد استقبال قرار گرفت ولی بازهم همین چالش‌ها مانع ارتباطات شد. وی افزود: البته برخی از اخبار قابل انتشار نیست ولی باب مودت و ارتباط میان سازمان ثبت و اتحادیه بنگاه‌های املاک باز شده تا این مشکل 14 ساله ختم به خیر شود. 

مانده ام دعا کنم که این هردو بهم نزدیک شوند یا خیر؟ و این خیزش طرفین متخاصمین بر سرنوشت ما چه تاثیری خواهد گذاشت؟ خیر است یا شر؟ خدا میداند .... ما که در این مدت 27 سال کاری خیری ندیده ایم شاید در آخرین روزهای واپسین کاری عاقبت بخیر شویم ....

 خدائیش هیبت در حد عالی است عکاس در ارائه هنر معرکه کرده است

 


 
دستگاه پوز یا وسیله پز؟
ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۸ 

مطلبی از وبلاگ عمو جلالی در مورد پوز که من باهاش پز میدم و میذارمش اینجا تا بخونین و باور کنید ملانصرالدین را و قصه هایش را و این دستگاه عجیب الخلقه را که میتوان یک ملانصرالدین مصنوعی یا به عبارتی رباط ملانصرالدین نام نهاد:

مدتی قبل سازمان ثبت در راستای رسیدن به چشم اندازهای پیش بینی شده  سال 1400(شاید هم قبل از هجرت) و پیشتاز شدن در اجرای دولت الکترونیک سردفتران را ملزم نمود اقدام به نصب دستگاه "پوز" به همراه یک سیستم رایانه و چاپگر ونرم افزار مخصوص در دفترخانه نمایند -سیستم وچاپگر وکاربر و هزینه تلفن آن بعهده سردفتراست فقط پوز ونرم افزار آن را مجانی نصب کردندکه دستشان درد نکند!- بگذریم که نرم افزار آن چه نواقصی دارد و دستگاه مزبور کند است و روزی چند بار قهر می کند وقطع می شود . اغلب مراجعین کارت بانکی ندارند یا دارند وپول در حساب ندارند یا دارند ورمز آن را فراموش کرده اند یا دارند ولی اعتماد نمی کنند واصرار به پرداخت نقدی دارند خلاصه ی مطلب تقریبا از هر صد نفر حدود 20 نفرشان کارت می دهند تا هزینه ی تنظیم سند از حسابشات کسر شود الباقی پول نقد می دهند اینجاست که من سردفتر وجه حق التحریر را نقدی از اصحاب سند می گیرم و کارت خود را بر دستگاه "پوز" می کشم و مقداری هم ناز او را البته! واز حساب "شخص خودم" بله از حساب شخص خودم حق التحریر سند را که "مزد تنظیم سند" است توسط همان سیستم وپوز برداشت می کنم و پس از مدتی که معلوم نیست 72 ساعت است یا چند روز دیگر آن سیستم حق التحریری را مزد خودم بوده مجددا به حساب خودم واریز می کند! (اگر تا اینجا قاطی نکرده اید تا دنباله اش را هم بگم ! بگم؟ بگم؟ میگم) آن وجهی را که از حساب خودم برداشت کرده همراه مزد چند سند دیگر که معلوم نیست مربوط به چند سند است ومربوط به چند روز است بصورت "راندوم" بحساب من سردفتر برمی گرداند (البته من مطمئن نیستم که واقعا درست بر می گرداند یانه چون مورد به مورد انتقال نمی دهد که قابل کنترل باشد) حالا حساب سردفتر هر روز خالی می شود وچاره ای نیست وسرظهر همان وجوه دریافتی را بحساب حق التحریر واریز می کنیم برای دیگر روز! این شده کار وبار وروزگار ما واز قبل این الکترونیکی شدن! بعضی ها "پز" می دهند و ما هم هزینه تلفن وحقوق یک نفر کاربر "پوز" را که از حساب خودمان بردارد وبحساب خودمان واریز نماید وسازمان هم براین روند اصرار دارد برای اینکه ... شما بگوئید راستی سازمان برای چه براین روش اصرار دارد مدتی قبل دیوان عدالت رایی صادر کرده که حق التحریر مزد کار سردفتر است و حق دارد به هر روشی خواست آن را وصول نماید ظاهرا سازمان با تصویب تعرفه ی جدید حق التحریر آن رای را مربوطه به گذشته می داند آیا چنین است؟ ضمنا این وجوه که چند روزی از حساب من سردفتر برداشته می شود تا مجددا بحساب خودم واریز شود درچه حسابی می ماند وچه کسی سود آن را می برد یا با آن "پز" می دهد!


 
تصمیم اداری خشک تر است یا قانون ؟
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٥ 

همانگونه که استحضار دارید درست نزدیک به 25 شهریور در یک تصمیم محیرالعقولی و بدون هیچ زمینه منطقی ماده 10 دستورالعمل پرداخت الکترونیکی وجوه در دفاتر اصلاح شد و انچه اشتباها در دستورالعمل سازگار آمده بود ناسازگار شد ....

اعلام شد دفاتر مکلفند در پایان 25 هرماه حسابهای مالی دفتر را بندند و تا پنجم ماه بعد صورتحساب مالی (علمی آن میشود : لیست فهرست فیشهای الکترونیکی) دفتر را به حسابداری ثبت تسلیم نمایند ... صرفنظر از برداشت عجیب و غریب بعضی از واحدهای ثبتی مبنی بر لزوم ضمیمه کردن فیشهای الکترونیکی که معلوم نیست از کجای این اصلاحیه درآوردند ... خود این دستور موجب تعجب وافره شد زیرا در این زمان که ادعای الکترونیکی و به روز شدن و آنی پرداخت شدنهایمان گوش فلک را کر کرده است و در عصر بدون کاغذ (شما بخوانید paper less) بماند که کلی کاغذ بیهوده به هدر میرود بحث ما این است که چرا وقتی پرداخت حقوق دولتی به روز است و قبل از اینکه سند ثبت دفتر شود هزینه اش در خزانه جا خوش میکند و مراجع مختلفی مثل خزانه داری - ذیحسابی - حسابداری - بازرسین - شرکت سامان و .... خواجه حافظ شیرازی بصورت لحظه ای قادر به رویت حساب پرداختی من سردفتر هستند دیگر چرا لیست و آمار ارسال شود؟ حال فرض کنیم سازمان نمیخواهد سردفتر تن پرور و بیکار و بیعار شود و بهتر است به گرفتن صورتحساب و پرینت و ارسال آن به ثبت مشغول گردد دیگر چرا بیست و پنجم؟ وقتی درآمد دفتر که ملاک عمل و بازدید مامورین مالیاتی در مالیاتهای متعدد مشاغل و ارزش افزوده و غیره و ذالک است در پایان ماه باید بسته شود .... وقتی حقوق و پاداش کارکنان طبق جمیع مقررات مملکتی و قانون کار و تامین اجتماعی در پایان ماه محاسبه میشود .... وقتی لیست بیمه کارکنان و لیست مالیات بر پرداخت حقوق باید آخر ماه محاسبه شود ... وفتی قوانین مالی ماه را 30 روز از اول تا آخر ماه میداند ... وقتی سال مالی از اول سال تا آخر اسفند شناخته میشود ..... وقتی اظهارنامه مالیات مشاغل باید حاوی درآمد سردفتر از اول فروردین تا پایان اسفند باشد ..... وقتی اظهارنامه مالیات ارزش افزوده فصلی بوده و از روز اول از ماه هر فصل تا پایان روز از آخرین ماه فصل است ... و وقتی که .......... تعیین 25 هرماه چه سنخیتی با حساب و کتاب ما دارد؟ و اگر منظور ارسال لیست مالی است به دفتر تمبر چرا تسری میدهند؟ همه اینها را گفتم که بدانید و بدانیم و بدانند که در ورای یک تصمیم اداری و اصرار بر اجرای آن, کلی دلیل و منطق است واگرنه من و شمای سردفتر اصراری بر تغییر تصمیمات نداریم و برایمان تفاوتی ندارد که چه روزی از ماه حساب بسته شود یا باز شود ویا شکاف بردارد .....

گرچه میدانستم و بل اطمینان داشتم بخشنامه و دستور ریاست تغییر پذیر نیست زیرا عادت و عرف شده که بخشنامه مقامات بالا بعد از صدور نخواهد شکست مگر با رای دیوان و قدسیت آن بحدی است که خود نیز حاضر به شکستن آن نیستند مگر با صدور بخشنامه ای مغایر آن که بفهمی نفهمی یعنی لغو قبلی .....

ناامیدانه امیدوار بودیم نشستهای کانون با زعما شاید با آنهمه حرف منطقی کارساز باشد که امروز شاهد بودیم کانون محترم سردفتران دستهای خویش بالا برد و ناگزیر سر تسلیم فرود آورد و مقرر شد بخشنامه اجرا شود زیرا مرغ یک پا دارد و حرف مرد یکی است ... حقیر و بسیاری از همکاران از ریاست سازمان خیلی گله مند نیستیم که از حضراتی که مسائل را توجیه میکنند و فشار غیر کارشناسانه آنها بر صدور چنین دستوراتی موجب بهم ریختگی نظم حسابهای نزدیک به 8000 دفتر میگردد گله داریم و معترض که چرا به وقت و گرفتاری و کار وتکلیف مضاعف 8000 سردفتر اهمیتی قائل نمیشوند .... ظاهرا آنچه خزانه داری و ذیحسابی را گرفتار کرده است عدم وصول به موقع حسابهای حق الثبت مربوط به اسناد مالکیت و مازاد ثبتی و سایر حقوق دولتی از ناحیه  واحدهای ثبتی بوده است و با این ضرب الاجلها قصد دارند انها را به حرکت درآورند واگرنه حساب دفاتر که معلوم است و سران دفاتر آمادگی دارند تا پایان ماه حساب خویش ببندند و روز اول ماه بعد تحویل دهند ..آن را که حساب پاک است ..از محاسبه چه باک است؟ ولی انصاف نیست که اگر گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زنند گردن مسگری ... باید به واحدهای ثبتی که زیرمجموعه مستقیم سازمانند تکلیفشان گوش زد شود چرا ما را گرفتار میکنند؟ .....

بهرحال تیغ کانون نبرید که معلوم بود نمیبرد و حیف از اینهمه وقتی که از طرفین تلف شد و همکاران محترم امروز را بعنوان روز حساب بدانند (تا روز حساب اصلی برسد) و پرداختهای متفرقه را انجام و حسابها را ببندند و بنشینند تا پنجم ماه بعد که تحویل دهند ..حال چه حکمتی است که امروز ببندیم و پنجم ماه بعد ( ونه تاپایان همین ماه) تحویل دهیم نمیدانم والله واعلم  

 


 
وقتی زبان مفاهمه نباشد بهتر از این نمیشود
ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸ 

مدت چند سال است مباحثی پیرامون وظایف و اختیارات و تکالیف و نوع محصول بین دفاتر اسناد رسمی و مشاورین املاک مطرح و گاه بهم نزدیک و گاه فاصله گرفته به مرز مخاصمه  میرسد و هرچه کنکاش میکردم که چرا؟ نمیفهمیدم تااینکه گزارش جدید اتحادیه صنف مشاورین املاک و اقدامات وزارت صنعت ، معدن و تجارت را دیدم و متوجه شدم اصلا" بحث و تحلیل بیفایده است زبان مفاهمه نیست و زبانی که ما صحبت میکنیم زبان حقوقی است و زبان آنان زبانی ناشناخته که نه با علم الحقوق سازگار است و نه علم الاجتماع .... شاید روزی شناخته شود والله اعلم

بعد از آنهمه اظهارنظر حقوقی که از طرف حقوقدانان و مقامات مختلف قوه قضائیه و سازمان ثبت و اندیشمندان علم حقوق و قضات و دانشگاهیان در باب سند رسمی و عادی بیان شد و تفوق سند رسمی بر عادی و مضرات سند عادی از حیث تضییع حقوق مردم و ظلم و جوری که بر آنان میرود و حقوقی که پایمال میشود و صرف وقت و زمانی که برای اعاده آن در مسیر رسیدگیهای قضائی تلف میشود و اوقاتی از قضات شریف و دستگاه قضائی که از بین میرود و حجیم شدن پرونده های دادگستری  و.......... هنوز اقایان در اتحادیه نفهمیده اند ما چه میگوئیم؟ و بنا ندارند که بفهمند....

ما میگوئیم قولنامه یک سند عادی است و قابل انکار و تردید ... ما میگوئیم قولنامه اعتبار سند رسمی را ندارد ...مامیگوئیم در قولنامه ها بعلت عدم دسترسی مشاورین به اطلاعات املاک و ممنوع المعامله ها امکان بازداشت و مصادره و گرفتار آمدن خریدار محتمل بلکه زیاد است .... ما میگوئیم قولنامه به علت عدم آگاهی مشاورین از مقررات قانونی ممکن است مال مشمولین را منتقل و خریدار در انتقال رسمی آن دچار مشکل شود ....... ما میگوئیم در قولنامه ها بعلت عدم تسلط مشاورین به علم حقوق و شروط ضمن عقد و غیره احقاق حقوق از دست رفته طرفین ایجاد زحمت میکند .....

آنها میگویند فرم قولنامه عوض شده و باید حتما در سیستم پرینت شود ...... آنها میگویند هولوگرام روی قولنامه نصب شده که به گرما و سرما و غیره و ذالک حساس است ...... آنها میگویند فرم قولنامه ها دارای سریال مخصوص هر مشاور است .....

زبان ما با هم متفاوت است و بحث و جدل بیفایده است و کسی نیست بگوید ای بزرگواران قولنامه با شکل و شمایل زیباسازی و نما و بزک کردن و و نوع کاغذ و هولوگرام و هر کوفت زهر مار دیگری بازهم همان سند عادی است و نمیتواند امتیاز سند رسمی را پیدا کند .... بقول معروف خر عیسی گرش به مکه برند .........

نمونه ای از افاضات جدید:

تدابیری که وزارت صنعت ، معدن و تجارت برای افزایش ضریب ایمنی قراردادهای جدید در نظر گرفته شامل نصب یک هولوگرام قرمزرنگ مثلثی شکل بر روی این مبایعه نامه های جدید است که با لمس دست، رنگ آن برای چند ثانیه از بین می رود.در مبایعه نامه های جدید با دستور مسوولان این وزارتخانه، آرم قوه قضائیه و سازمان ثبت اسناد و املاک کشور حذف شده است و به جای آن نام «وزارت بازرگانی» نوشته شده است.این حذف و اضافه بعد از ایراداتی که مسوولان قضایی به مبایعه نامه ها به عنوان «قرارداد غیررسمی» وارد کرده بودند، انجام شده است و حالارییس اتحادیه مشاوران املاک، نبود آرم سازمان ثبت در سربرگ مبایعه نامه های جدید را مشکل ساز نمی داند

خسروی افزود: ثبت شماره سریال درج شده بر روی هولوگرام امنیتی اولین قدم برای ورود به سامانه است و بدون درج این شماره امکان ثبت سایر مراحل قرارداد وجود ندارد.خسروی گفت: علاوه بر موارد ذکر شده با درنظر گرفتن بارکد دوبعدی در برگه قرارداد، اعتبار معامله افزایش می یابد. بارکد دوبعدی به صورت میکروفیلم در بالای هولوگرام قرار می گیرد و متعاملین می توانند با استفاده از نرم افزاری که در سامانه تدارک دیده شده است از طریق عکسبرداری از این بارکد مشخصات ملک و قرارداد منعقد شده را مشاهده کنند.رییس اتحادیه کشوری مشاوران املاک خاطرنشان کرد: پس از ثبت معامله در سامانه مدیریت املاک به منزله تایید ثبت در سامانه و حصول اطمینان از صحت و سلامت قرارداد ظرف 48 ساعت، مشخصات قرارداد مذکور از طریق پیامک به متعاملین ارسال می شود. با این روش امکان هرگونه تخلف از جمله فروش ملک به چند نفر از بین می رود و خریداران با اطمینان خاطر اقدام به انعقاد قرارداد می کنند.خسروی در ادامه گفت: حذف آرم قوه قضائیه و سازمان ثبت از مبایعه نامه هیچ خللی در اعتبار قراردادها ایجاد نمی کند


 
دست به دعا برمیداریم شاید فرجی حاصل شود
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٤ 

بیماری است که شاید فردا در یک کمیسیون صحیح و سالم تشخیص شود و شاید بازهم مورد عمل جراحی قرار گیرد و قسمتهائی از آن برداشته شود ..... ازآنجا که سلامت او سرنوشت خیلی ها را تغییر میدهد و بیش از دویست هزارنفر چشم امیدشان به بهبود و ترخیص این بیمار است بیایید دست به دعا برداریم که نظر پزشکان دست اندرکار مبنی بر صحت و سلامت وی باشد و حداقل با همین وضعیت بیمار ما را به ما برگردانند ....

خدایا تو خود میدانی که ما مستاصل و گرفتار مانده ایم و چشم انتظار ...پس امیدمان را ناامید نکن ....(آمین)

پروردگار به کمیسیون و ویزیت کننده این بیمار وجدانی آگاه عطا کن تا تیغ تیز خود بر ریشه معیشت ما نگذارد ...(آمین)

خداوندگارا حال که وضعیت معیشتی ما را بنا به مشیت خود در دست دیگران قرارداده ای توفیق انجام تکالیف شرعی و قانونی به انها عطا کن ....(آمین)

ایزدا قلمهایشان را در کم کردن خشک و در افزایش پررنگ گردان ...(آمین) ...

تا چه پیش اید و سرنوشت چه باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


کلمات کليدي: طنزمایه ها
 
خبر آمد خبری در راه است
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤ 

خبرهائی در راه است ... شنیده ها حاکی از آن است عروس بزک کرده دفاتر بعد از نزدیک دوماه کار توسط اساتید مد و آرایش به سلامتی سوار بر لاک پشتی تند رو گردید تا به قصد ورود به خانه هزارداماد منتظر و لحظه شمار برای حلال شدن بر من و شما به راه افتاده است ....

اگر در این مسیر از گزند نمامی خلایق و اعمال سلایق و حسد اشخاص نالایق جان سالم بدر برد شاید قدمش موجب رفع مضایق و کمک به رزایق گردد.....


کلمات کليدي: طنزمایه ها
 
افزاش درهمه بخشها بجز تحریر دفاتر بلااشکال است
ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩ 

ظاهرا"در یک قانون نانوشته ای آمده درکلیه بخشهای این مملکت اعم از خصوصی و دولتی هرگونه افزایشی بلاشکال است و هیچ منافاتی با قانون هدفمند شدن یارانه ها ندارد ولی هرگونه تغییر و اصلاح و افزایش حق قانونی سردفتران باید به دقت بررسی شود تا مغایرتی پیدا نکند و باید آرام و بصورت زیر زمینی تعرفه ها بررسی شود و از ترس اینکه مورد انتقاد قرار گیرد منتظر زمان مناسبی باشند تا دولتمندان و منتقدان و .... در خواب باشند

ایهاالناس!!!! مگر سران دفاتر و دفتریاران و کارکنان و افراد تحت تکفل شهروند این مملکت نیستند؟ آیا افزایش هزینه ها نهاموهبتی است که بدون هیچ درنگ و احتیاطی بر آنها تحمیل میشود؟ ایا برای رسیدن به حقوق حقه وقانونیشان باید اسیر افکار محافظه کارانه باشند؟ در خیل اینهمه مدیر و مدبر و مسئول و متصدی و متولی و آقابالاسر کسی پیدا نمیشود بگوید این جمعیت از کشور نیز نیاز مالی دارند ... درد معیشت دارند.. دغدغه جوابگوئی به کارمند و زن و فرزند و طلبکار و قسط بانکی و خلاصه حق خیات و زندگی دارند؟

درحالی که ما  یکسال است در انتظار مطالبات خود هستیم و بی سروصدا و آرام وبا وقار و بی فریاد گشایش نسبی مشکلات زندگی روزمره را لحظه شماری میکنیم .. بی محابا هرروز شاهد افزایش نرخها در گوشه و کنار مملکتیم و تصویب کنندگان آن نگران هیچ عکس العملی نیستند کاش افزایش تحریر ما نیز به مجلسیان سپرده میشد و یقینا با دست و دلبازی تعرفه ای درخور تصویب میشد... میفرمائید نه ؟ بند ۵٩ را در ذیل ملاحظه فرمائید .. نمایندگان در قانون بودجه کمتر از یکسال هزینه استعلام ثبتی را نه تنها ١٠٠ درصد افزایش دادند که با قید عبارت برای هرسند گاها این افزایش به ۵٠٠ درصد هم بالغ شده است .... بازهم بگوئید دوره بیمهریها تمام شده و شان سردفتری اجل بر سایر مشاغل است و قابل مقایسه با مشاغل دیگر از قبیل وکلا و کارشناسان و نظام مهندسی و..... نیستند بخدا خسته شدیم از اینهمه بی عدالتی ... مرحمت فرموده ما را مس کنید

قانون بودجه سال جاری که در جلسه علنی روز دوشنبه 19 اردیبهشت‌ ماه 1390 مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ ٢٠ اردیبهشت ماه به تأیید شورای نگهبان رسید، روز شنبه 24 اردیبهشت ماه در اجرای اصل 123 قانون اساسی طی نامه‌ای از سوی "علی لاریجانی" رییس قوه مقننه به "محمود احمدی نژاد" رییس جمهور، برای اجرا ابلاغ شد.

‌ متن بند 59 این قانون به این شرح است:
 
59- به سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اجازه داده می‌شود:
 
الف- برای ثبت ملک در دفتر املاک موضوع ماده(119) قانون ثبت اسناد و املاک مصوب 26/12/1310 به‌ازای هر ده هزار(10.000) ریال یک هزار و پانصد (1.500) ریال
 
ب- برای هزینه تفکیک موضوع ماده(150) الحاقی مصوب 18/10/1351 به قانون مذکور به قرار هر ده هزار(10.000) ریال، پانصد(500) ریال
 
پ- برای پاسخ به استعلام برای املاک ثبت شده به‌ازای هر سند و املاک جاری به‌ازای هر پلاک ثبتی و نیز برای اشخاص حقوقی ازطریق بانک شناسه ملی اشخاص حقوقی مبلغ هشتاد هزار(80.000)ریال
 
ت- به‌ازای هر قطعه نقشه حدنگاری(کاداستر) دویست هزار(200.000) ریال و واگذاری نقشه حدنگاری(کاداستر) به‌صورت یکپارچه به‌ازای هر هکتار یک میلیون و پانصد هزار (1.500.000) ریال دریافت و درآمد حاصل را به حساب درآمد عمومی کشور واریز نماید.
 
از وجوه واریزی تا مبلغ دویست و هفتاد و سه میلیارد (273.000.000.000)ریال به عنوان درآمد اختصاصی به جمعیت هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران و باقیمانده برای اعتبارات هزینه‌ای و تملک دارائیهای سرمایه‌ای سازمان ثبت اسناد و املاک کشور اختصاص می‌یابد

 
گنج پنهان
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۱ 

تصمیم گرفتم نقشه گنجی که پیشینیان در سالهای ١٣١٠ برای ما سردفتران وبه خصوص دفتریاران در دل قانون ثبت برایمان به ودیعه گذاشته اند تا روز مبادا دستمان پیش هر کس و نامس دراز نشود در اینجا نشان دهم تا همکاران اگر خواستند حسب السهم از این گنج بهره مند شوند بدون نیاز به دستگاه گنج یاب به آن دسترسی پیدا کنند و ما را از دعای خیر فراموش ننمایند:

ماده ٨٩ قانون ثبت مصوب ١٣١٠ و اصلاحات بعدی : از درآمد حاصل از حق الثبت ، صاحبان دفاتر ودفتریارهابه ترتیب زیر سهم خواهند برد تا ششصد ریال درماه نصف ، از ششصدویک ریال تا چهار هزار ریال نسبت به مازاد ششصد ریال یک پنجم ، از چهارهزار ویک ریال تا ده هزار ریال نسبت به مازاد از چهارهزار ریال یک دهم ، از ده هزار ویک ریال تا بیست هزار ریال نسبت به مازاد از ده هزار ریال یک بیستم

ماده ۵٣ قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ١٣۵۴: از درآمد حاصل از حق الثبت ، صاحبان دفاتر ودفتریارهابه ترتیب زیر سهم خواهند برد - تا ششصد ریال درماه نصف ، از ششصد و یک ریال تا چهار هزار ریال نسبت به مازاد ششصد ریال یک پنجم ، از چهار هزار و یک ریال تا ده هزار ریال نسبت به مازاد از چهارهزار ریال یک دهم ، از ده هزار ویک ریال تا پنجاه  هزار ریال نسبت به مازاد از ده هزار ریال یک بیستم از مبالغ فوق به سردفتر و دفتریار و کمک اعاشه کارکنان دفاتر وبرابر آئین نامه وزارت دادگستری سهمی اختصاص خواهد یافت (همینجا از کارکنان محترم که در این گنج نهان سهیم بودند ودر صدر از آنان نامی برده نشد پوزش میطلبم )

ماده ٣١ آئین نامه قانون دفاتر ۵۴ مصوب ١٧/١٠/١٣۵۴ : سهمیه دفتریار از محل درآمد حق الثبت تا ششصد ریال تمام آن و از ششصد ریال تا بیست هزار ریال دوسوم درآمد مزبور میباشد و بقیه سهم سردفتر خواهد بود ودرآمد بیش از بیست هزار ریال در اختیار سردفتر میباشد تا به ترتیبی که مقتضی میداند بر اساس لیستی که تنظیم میکند برای کمک و اعاشه به کارکنان دفترخانه پرداخت نماید (چه احترامی به سردفتر گذاشته اند عبارت زیبای تا به ترتیبی که مقتضی بداند.... میدانید چرا؟ چون چیزی برای تقسیم نمیماند میگوئید نه خودتان ببینید)

تا ۶٠٠ ریال درماه نصف = ٣٠٠ ریال                                                                        از۶٠١تا ۴٠٠٠ ریال نسبت به تفاوت یکپنجم   = ۶٨٠  ریال                                          از ۴٠٠١ تا ١٠٠٠٠ ریال نسبت به تفاوت یک دهم = ۶٠٠ ریال                                      از ١٠٠٠١ تا ۵٠٠٠٠ ریال نسبت به تفاوت یک بیستم = ٢٠٠٠ ریال                                جمع کل ٣۵٨٠ ریال

دیدید به ٢٠٠٠٠ ریال هم نرسید !!!!!!!!!!!!!!


کلمات کليدي: طنزمایه ها