مدیران سازمان از کجا تا کجا.....

به قلم استاد فرزانه ام جناب مسلم آقا صفری

ریاست محترم شورایعالی جامعه مجازی دفاتر اسناد رسمی کشور

بعد از دکتر احمد هاشمی حفظ اله سازمان ثبت مدیر قدری بخود ندید .قَدَر را معادل قلدر فرض نکنید که آن سید زواره بود. بی اعتنائی به قوانین حتی قانون اساسی را در سازمان ثبت ایشان پایه گذاری کرد.از زمان او بود که فامیل بازی در سازمان باب شد .هرچه خواهر وخواهر زاده وقوم وخویش بود بقصد غارت سردفتران واحتمالا سازمان جمع شده بودند .سرآمدشان عباس آژان بود .عباس آژان (این لقبی بود که دوستان ورامینی به ایشان اعطا کرده بودند)قبل از انقلاب پاسبان بود ومحل خدمتش کلانتری یک .میگویند او بعد از انقلاب مدتی دم دست دائی جان که همان سید زواره باشد در دادگاه انقلاب همکاری میکرده است .دائی جان که بسمت ریاست سازمان ثبت منصوب گردیدندایشان رابدون داشتن هیچگونه تحصیلات اکادمیک ودانش حقوقی واشنائی به تشکیلات تبت اسناد به معاونت امور اسناد سازمان منصوب کردند (این منصب را پیشتر استاد عالیمقامی چون استاددکتر جعفری لنگرودی در اختیار داشت )انچه این فامیل در سازمان ثبت کردند نه پیشتر سابقه داشت ونه بعد از ان کسی جرات انجامش را پیدا کرد .بعد از ان کسانیکه که ریاست ومعاونت در ساز مان منصوب شدند کلا آدمها خوبی بودند.متدین وباسواد اما نه سازمان را میشناختند ونه مدیران خوبی از آب در آمدند وکماکان به تاَسی دسته پیشین همشهری بازی جریان داشت که هنوز هم دارد . عنایت دارید که آدم خوب بودن با مدیر خوب بودن خیلی متفاوت است .انقدر آدمهای خوب کنج مساجد وعبادتگاه ها وپارکها وحتی کتابخانه ها هستند که آزارشان به مورچه هم نمیرسد.کاری به کار هیچکس ندارند.مثلا رئیس فعلی .هیچ عمل غیر اخلاقی از آنها که متاسفانه اغلب مدیران به آن صفت منتسبندرا تحت هیچ شرایط نمیتوان به ایشان منسوب داشت .من شاهرگم را ضمانت میدهم که ایشان کمترین حیف ومیلی از این بودجه قابل توجه که در اختیار دارد نکرده است .نه دیناری خود برداشت داشته ونه اجازه داده است که دیگران آن کنند اما حاصلش آن شده است که کارکنان گرسنه سازمان به هیچ احدی رحم نکنند وهیچکس ندوشیده از درادارات ثبت  خارج نشود واگر کسی نم پس نداد ،پرونده اش گم میشود یا اطلاعات پرونده اش در سیستم غلط از آب در میآیدوکارش حداقل یکسال بطول میکشد حتی اگر مدیر کل ثبت استان تهران رفیقش باشد وسفارشش را بکند.استاندارد سازی مالکیت یا اسناد مالکیت هم شده است دکان چند نبشی که میگویند سودش با بنادر بی گمرک برابری میکند.بعد از سید زواره ریاست بعدی سازمان به پرسنل سازمان بسیار محبت وخدمت کرد .در زمان ایشان بسیاری از کارمندان سازمان دارای زمین ومسکن شدند وبا ترمیم حقوق واضافه کاری حیثیت وعزت نفسی به کارمندان ثبت اسناد تزریق شد.وهم ایشان بودند که به دوران کانون انتصابی بعد از بیست وسه سال پایان دادند واجازه برگزاری انتخابات کانون را صادر کردند لیکن در خصوص سردفتران بسیار خست بخرج دادند وگاه بی ادبیها کردند .داستان ان جلسه ای را که سردفتران برای تعدیل حق التحریر به ایشان مراجعه وایشان به سردفتران گفتند که (فعلا از کوهان بخورید) را فراموش نکرده ایم هرچند ایشان بعد ها نظرشان را بسیار تعدیل کردند وحتی تفسیری از ماده  54 قانون دفاتر اسناد دادند که بسیار قابل توجه است .

نفر بعدی سازمان مردی از خطه مردمان پهلوان غرب بود که بسیار بر خلاف منش پهلوانان عمل کرد.پس از کشمکش های بسیار گفت وجدالهای فراوان اودر حضور تمام اعضا هیات مدیره وقت کانون تهران گفت که میخواهند هفتصد دفترخانه به دفترخانه های موجود کشور اضافه کنند واین را در پی پرسش مکررما بارها تاکید کرد وما که برای اعتراض به تصمیم سازمان در انجا حضور داشتیم با این محاسبه که 700دفترخانه در 31 استان میشود هر استان 21دفتر وبطور متوسط میشود هر شهر وبخش یک دفتر که هیات مدیره تصمیم بسکوت گرفت هرچند تمام ایرادات قانونی از جمله تخطی از ماده 5 قانون دفاتر اسناد رسمی کتبا بایشان اعلام شده بود با اینحال وقتی حدود 4000 سردفتر بی تجربه هیچ ندان از مسائل ثبتی واسنادبدون رعایت مواد2و5قانون دفاتر اسناد رسمی برگزیده شد ،ایشان گناه را بگردن رئیس وقت قوه قضائیه انداختند که فرموده اند در خصوص ازدیاد دفاتر به (حجت شرعی )رسیده اند .در حالیکه این نقل قول غیر از این اقای رئیس در هیچ کجا انعکاس نیافت .ایشان یک مدیر کلی هم برای ثبت استان تهران برگزیدند که مدعی بود همه منتخبین را در یک کارگاه دوروزه اموزش میدهد والبته ایشان بعد از ان موفق به اخذ مدرک دکتری شدند ورساله ای که بعنوان پایان نامه تهیه کردند دارای انشا های مختلف است ونشان از ان دارد که ایشان میتواند همزمان به سبک های متعدد ادبی مطلب بنویسند.البته نا اهلان مدعی بودندکه هر قسمتی بقلم یکی از سردفتران است که ادعای قابل اثباتی است اما کسی تا کنون انرا اثبات نکرده است لذا رد میشود.تا نوبت رسید به رئیس فعلی که ذکرشان رفت.معاونین منتخب روسای متعدد سازمان بعد از سید زواره همه انسانهای وارسته ودانشمندی بودند اما جز یکیشان که باعتبار سابقه سردفتری به مسائل ثبت ودفاتر اسناد آشنائی کافی داشت ،بقیه از این امور بی اطلاع بودند وتا می امدند کسب تجربه ای کنند میرفتند ودیگری می آمد.سازمان ثبت هم مانند بسیاری از سازمانها، نظامی اداره میشد .پائین دستی ها آنچنان از واکنش تند ونظامی بالا دستی ها افسرده وسرخورده بودند که دیگر بخودشان زحمت اظهار نظر نمیدادند .میگذاشتند که حرف اخر را رئیس بزند حتی اگر غلط باشد .این وضعیت دو ویژگی داشت .یکی اینکه زیردستان به این باور میرسیدند که تلاش در جهت کارا شدن افراد واجب کفائی است وضرورتی ندارد که همه برای بیشتر دانستن وبهتر فهمیدن وصحیح تر عمل کردن تلاش با هوده کنند که بیهوده است ودوم اینکه رئیس به این باور میرسید که عقل کل است .واینجوری است که امور سازمان ثبت ودفاتر اسناد رسمی وکانون میچرخد واغلب هم نمیچرخد

 

 

/ 1 نظر / 31 بازدید
بی نام ونشان

باسلام آن چه که استاد آقاصفری نوشته اند عین حقیقت است . براین ها بیفزایید حضورپررنگ اهالی قضاوت درمنصب های مختلف درسطح کشوردرسازمان ثبت .درزمان ریاست فعلی است .یک نمونه مدیرکل امورحقوقی سازمان است که به سرعت برق وباد نظریات مشورتی خلاف قانون صادرمی فرمایند.