کاش مردم را هزینه سیاستهای خود نمیکردیم

نمیدانم چرا این روزها در تمام سخنرانیها و اعلام مواضع و ابراز سیاستهای کاری مدیران و مسئولین مخصوصا مدیریت کلان کشوری دفاع از حقوق مردم و حمایت از آنان و جلوگیری از فشار بر شهروندان در صدر سخنان قرار میگیرد ولی در عمل تصمیمات و مصوبات  بر خلاف حقوق شهروندی به مرحله اجرا در میاید؟ چرا حفظ حقوق مردم عمومیت ندارد؟ درهرجا خواستند بدون محدویت هزینه های مختلف را بر این مردم زحمتکش و رنجدیده تحمیل میکنند و در جائی که حقوق اقشاری از همین مردم در تقابل قرار میگیرد فریاد حمایت و  وامردما بلند میشود؟

در این چند روز سخنرانیهای مسئولین مختلف را بررسی میکردم همگی از یک کلیشه استفاده شده بود و در آن آنچه مربوط به حفظ حقوق واقعی مردم باشد کمتر دیده میشود زیرا عملکردها دقیقا مغایر و متفاوت با شعارها است و اوضاع مردم هر روز از روز پیش نابسامان تر جلوه گر میشود .. تعجب حقیر زمانی بیشتر میشود که میبینم در این چند ساله سازمان ثبت اسناد نیز پرچمدار این احقاق حق است بدون توجه به اینکه افزایش سرسام اور هزینه های ثبتی اعم از هزینه استعلامها - هزینه سند مالکیت تک برگی - هزینه اعلام شناسه ملی اشخاص حقوقی - هزینه بقایای ثبتی و تفکیک و غیره برای مردم که شاید بیشترین مراجعه به مراجع ثبتی را دارند و بقول ریاست سازمان بیشترین تعداد خدمت مردمی از طریق واحدهای ثبتی ارائه میگردد - تعجب انگیز است و گاها غیر قابل تحمل ....

در سال 86 به بهانه اشتغال زائی که وظیفه قوه مجریه بود نه سازمان ثبت ، بلائی بر سر سردفتر آوردند که تا سالهای متمادی آینده این لطمات قابل جبران نخواهد بود و ضربه ای که بر قشر جوان و تحصیل کرده از این تصمیم ناپخته و غیرکارشناسی وارد شد در طول سی سال گذشته بیسابقه بود ...  مدتی بعد بازهم دیگ دغدغه اقشار اسیب پذیر جامعه بجوش آمد وبا الحاق تبصره ای به ماده 58 ائین نامه 1317 با داعیه حمایت از مردم تیشه بر ریشه سردفتری زدند و آنان را که در مرحله قبل به شغلی مشغولشان کرده بودند باتفاق سایرین به نان شب محتاج ، و معلوم نشد این مردم و اقشار آسیب پذیر کیانند؟ با این تصمیمات نابخردانه به کدامین مردم کمک کردند؟ مردم مستضعفی که در طول سال که چه عرض کنم در طول عمر هم یک واحد  مسکونی آزاد نمیخرند و حتی توانش را هم ندارند؟ یا آن مردم بیچاره ای !!!! که در روز چندین معامله میلیونی و میلیاردی انجام میدهند و بازار مسکن و زمین را در اختیار دارند؟ ایا مردم همینانند؟ ایا نزدیک به دویست هزار نفر از مردم این کشور که بتصدی خدمت به مردم در دفاتر مشغولند از این مردم نبوده و نیستند؟ ایا در اینجا هم بین مردم و شهروندان مرزیندی است؟ بازهم خودی و غیرخودی؟ کاش در این کشور یک تعریف جامعی از "مردم" میشد تا بفهمیم "مردمی" که متصدیان از آنان دم میزنند چه کسانی هستند و بدانیم که ایا ما جزو "نامردمانیم" ؟ که حق شهروندی در این کشور نداریم ....

زمانی که در مجلس و هیئت دولت مصوبه ای میگذرد و هزینه یک خدمت چندین برابر میشود این "مردم " فراموش میشوند ، .... هنگامیگه هزینه های بازدید فنی و تعویض پلاک و خدمات ناچیز قیمتی فزاینده پیدا میکنند این "مردم" در کجای تصمیم گیری قرار میگیرند؟ ... زمانیکه نرخ مواد غذائی و هزینه های حمل و نقل و مالیات ارزش و افزوده و غیره روز به روز صعود میکنند ایا در سخنرانیها جای این "مردم" خالی نیست؟ ... در یک نگاه به حق الزحمه های مهندسین و پزشکان و کارشناسان و هزینه های دادرسی و تغییر و اصلاح منظم و حداقل سالانه آن ایا تحمل کنندگان ان همین "مردم" نیستند؟ ایا تعیین حق الزحمه مشاورین املاک برای تنظیم یک سند عادی که در تنظیم ان نیز تشکیک قانونی داریم آنهم حداقل به میزان یک درصد قیمت واقعی،  این "مردم" در نظر گرفته نمیشوند؟

باید اظهار تاسف کرد که هرگاه نوبت به ما میرسد آسمان میطپد.... گوئی فقط هزینه های دفاتر اسناد رسمی است که کمر این "مردم" را خم میکند و باید برای کوچکترین افزایش آنهم بعنوان یک حق قانونی که طبق قانون اساسی و قوانین مرتبط با دفاتر تکلیف متصدیان آن است،  مدتها بررسی میطلبد و باید احتیاط واجب کرد و بقول معروف آهسته .. که گربه شاخت نزنه ....

آیا شرعا و عرفا" و قانونا" اینهمه افزایش در تمام زمینه ها هیچ لطمه ای به حقوق شهروندی و ملت نمیزند؟ و ایا تنها افزایش و تعیین حق الزحمه کاتبین بالعدل که هرگونه تضییع ان از نظر قرآن نیز گناه و حداقل مذموم شمرده شده مردم را از هستی ساقط مینماید؟ دیگر بس است اینگونه نگرش ها، بیائیم در گفتار و اعمال و رفتارمان خدا را هم در نظر بگیریم و رضای مخلوق  (آنهم خواص) را بر رضای خالق ترجیح ندهیم .....

تصور میشد در این دوساله اخیر نگاه مسئولین ثبتی به دفاتر عوض شده و سران دفاتر و ابواب جمعی آن که بالغ بر 200 هزار نفرند نیز  بعنوان قشری از اقشار این جامعه محسوب شوند ، اینان نیز از حقوق شهروندی چون دیگران بهرمند گردند و در تصمیمات بحساب ایند ولی افسوس که چنین نشد که نشد .....

در هر تصمیم گیری و ارائه برنامه و فرآیندی تمام ادعا این است که در وقت و خدمت مردم صرفه جوئی شود و بقول ریاست سازمان ما اگر بتوانیم برای هر خدمتی که ارائه میکنیم چند ثانیه یا دقیقه زمان برای مردم ذخیره کنیم به هدف خدمتگذاری خود نزدیک شده ایم ... ما نیز آرزوی تحقق چنین امری را داریم ولی خدائیش انصاف است که هزینه تمام این ذخائر را فقط سران دفاتر تحمل کنند؟ آیا در مجموعه ثبتی کشور دیگران نباید در این امر خیر شریک باشند؟ اگر به سیستم پرداخت الکترونیکی مینازیم و در بوق و کرنا میدمیم ، به فرض انکه مردم از رفتن به بانک و ایستادن در صف نجات یابند و به فرض انکه در وقت آنها صرفه جوئی شود که نمیشود (زیرا همین معطلی را باید در دفترخانه و به ان انتظار عملکردن سیستم تلف نمایند) ایا شرعا تمام این زمان باید بحساب من سردفتر هزینه شود؟ ایا در این سیستم به این گستردگی سایرین ذیمدخل نیستند؟ سهم سایر متصدیان و مسئولین و ابواب جمعی آنها اعم از بانک و شرکت پشتیبان در این ذخیره زمانی باصطلاح مردمی چقدر است؟ آیا انصافا" این پروژه بیشتر کارمندان بانک را راحت نموده یا مردم و سردفتران را؟ ......

بگذریم درد فراوان  است و دردمند زیاد و مرحمی هم بر این درد و زخم یافت نمیشود و باید نشست و نظاره کرد و نجابت کرد و سکوت ....و یا فریاد و صیحه از دل کشید وحق را مطالبه کرد ..

آنچه موجب نگارش این سطور دردمندانه شد سخنان اخیر ریاست سازمان بود که اخیرا" در مصاحبه ای و در سئوال وضعیت معیشتی سران دفاتر افواها" اشاره کردند که درد را میدانند ولی رعایت حال مردم را ضروری دانسته اند که خود دانستن و درک واقعیت موجب تشکر است ...ولی سئوال بنده از ایشان این است که ایا تنها متولی رعایت حال مردم سازمان ثبت است؟ و ایا تنها مخل معیشت مردم حق الزحمه شرعی و قانونی سران دفاتر است؟ ایا ایشان از میزان حق الزحمه مشاورین املاک بی اطلاعند؟ ایا هیچ مسئول و مدیری در این کشور به فکر کاهش ان افتاده؟ وبه فرض حذف تبصره و تعیین قیمت واقعی برای اخذ حق الزحمه کاتب که مورد اتفاق علما و مراجع تقلید است ایا مبلغ و میزان تحریر ان به یک صدم حق بنگاه میرسد؟ ایا هیچیک از مسئولین دیگر در سایر قوا در اجرای تصمیماتشان و احقاق حقوق زیردستان اینگونه مصرانه برای حفظ حقوق مردم برخورد کرده اند؟ و آیا حقوق مردم در سایر بخشها نیز اینگونه دفاع و حفظ میگردد؟ ودر نهایت ما مگر جزو این مردم نیستیم ؟ حقوق ما اگر توسط شما حفظ نشود باید به کجا و چه کسی متوسل شد؟ شما که به تمام آمار و ارقام و دریافتی ها احاطه کامل داشته و سهم سردفتر را از این دریافتی ها میدانید و به ناحقیها و جفاها و بی مهریها  و تضییقاتی که بر این صنف رفته و میرود بهتر از دیگران شناخت دارید ، پس وظیفه شرعی و قانونی شماست که بهرقیمتی از حقوق ما دفاع کنید و محدودیت در دست یابی به حقوق حقه ما را از بین ببرید تا رضای حق تعالی را بدست اورید .....

متن سخنان جناب تویسرکانی ذیلا" باستحضار عزیزان میرسد

وی با تاکید بر ضرورت ایجاد هماهنگی میان سازمان ثبت اسناد و املاک با اتحادیه صنف مشاوران املاک تصریح کرد: مشاوران املاک به علت نقش مهمی‌که در تنظیم قراردادهای حقوقی دارند با سایر اصناف معمول در کشور تفاوت دارند.
معاون قوه‌قضائیه در خصوص آخرین وضعیت تنظیم آیین‌نامه پیش فروش مسکن گفت: هنوز این آیین نامه نهایی نشده است.
وی همچنین با اشاره به گلایه سردفتران از محاسبه حق التحریر ثبت اسناد بر مبنای قیمت‌های منطقه ای گفت: متعادل سازی نرخ حق التحریر دفاتر ثبت اسناد رسمی‌در قوه‌قضائیه درحال بررسی است و موضوع مهمی‌که در این زمینه مورد نظر و تاکید ماست تامین نیازها و خواسته‌های این دفاتر همراه با جلوگیری از تحمیل فشار اقتصادی به مردم و جامعه است.
رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در خصوص منع مشاوران املاک از تنظیم قراردادهای پیش فروش مسکن خاطرنشان کرد: در این زمینه اظهار نظر مستقیم و صریحی نکرده ایم و قصد اظهار نظر نیز نداریم

ای کاش به همین اندازه که به بنگاهها اهمیت داده شده به ما نیز بها داده میشد

/ 19 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیاوش چشم پیام

سلام استاد.دل شما هم که مثل دل ما پره!!!.واقعا آدم نمیدونه دردش رو باید به کی بگه که یه دارو براش بده.

نوبخت

سلام استاد. دوران سربازی زندان خدمت میکردم ، شعار مدیر کل استان حمایت از حقوق زندانی بود تا جایی که اینقدر زندانیها پر رو شده بودن که جرات نداشتیم چیزی بهشون بگیم ، خود من دو بار دادگاهی شدم یه بارش خود مدیر کل استان فرستادم دادسرای نظامی . حالا هم اینقدر از بنگاه دارا در مقابل دفاتر اسناد حمایت میشه که هر کار فرا قانونی هم که بکنن جرات جسارت به ساحت اونا رو نداریم. حالا نقش مشاوران املاک شده مهم و نقش ما فقط در حد 20 هزار تومن ارزش داره !!

نوبخت

مصطفي قلي‌خسروي در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه واگذاري مسووليت 40 هزار واحد مسكن مهر در شهر جديد پرند به مشاوران املاك همچنان در دست بررسي است، اظهار كرد: نحوه و شيوه كار درحال بررسي است و به نظر مي‌رسد مسووليت اين امر تا يك ماه آينده به مشاوران املاك واگذار شود. مبارکه انشاالله

نادري

با سلام به همه عزيزان اينكه جناب رئيس در خصوص قرارداد پيش فروش اظهار نظر نكرده اند و افتخار مي كنند كه قصدش را هم ندارند مايه مباهات سازمان ثبت بلكه تمامي مديران كشور است. ما هم به داشتن همچين رئيسي كه از حقوق زير مجموعه خود به اين زيبايي دفاع مي كند به خود مي باليم. پيشنهاد مي كنم يك كمپين تشكر از رئيس ثبت به خاطر اين عدم اظهار نظر تشكيل بدهيم.

علیرضا از گیلان

باعرض سلام .سیاست جدید اینست که ادارات دولتی به عناوین مختلف برای خود کسب درامد کنند.ولی آنوقت که صحبت بخش خصوصی میشود درآمد باید چکه ای باشد.سالهاست در فکرم که چرا عیدی کارمندان (که دولت میپردازد)حدودا نصف یا کمتر از نصف حقوق ماهیانه آنهاست ولی عیدی کارگران (که بخش خصوصی میپردازد)حداقل 2برابرحقوق ماهیانه آنها !!!! ولی به نتیجه ای جز همان که استاد در مطلب فرمودند نمیرسم . یابطور مثال تصویب میشود که دراعمال ماده147 وصدور سند برای اراضی فاقد سند 5درصد ارزش منطقه ای بعنوان هزینه دریافت میشود ویا حق الثبت اسناد نیم درصد مبلغ مندرج در سند است و اینجا صحبت فشار بر مردم نیست (اینکه اکثر افرادی که دنبال این زمینها ومعامله آنها هستند اقشار بسیار ضعیف جامعه اند) ولی به دفاتر اسناد رسمی که میرسد نرخها باید پلکانی باشد ونسبت به مازاد هر پله تعرفه محاسبه میشود.از این مثالها زیاد است وواقعا باید پرتقال فروش را پیدا کرد.

علی احمدیه ملکی

سلام بر استاد عزیز و فرهیخته که مایه فخر سردفتران هستید باید بگویم که جانا سخن از زبان ما میگویی .کاش دستگاهی ماموریت داشت که ادعاهای مدیران را با عملکرد انان میسنجید .کاش در این کشور شایسته سالاری حاکم بود .کاش ...

میرزا بنویس

جناب پیرداده از لطف حضرتعالی به خود تشکر میکنم

0081

درود بر جناب ميرزا بنويس . مانده ام چه بگويم تمام درد را جنابعالي به شايستگي عنوان كرديد در اين فكرم كه اگر امثال شما كه سرمايه هاي واقعي اين حوزه هستيد روزي تصميم به ترك ما بگيريد و بازنشته شويد اين دردها از زبان و قلم چه كسي تجلي پيدا خواهد كرد چه كسي مانند جنابعالي شهامت دارد اينقدر لخت و عور و صريح بنويسد و بگويد اميدوارم قبل از بازنشتگي ،جنابعالي بتوانيد امثال بنده را آماده كنيد براي بيان درد و شاسائي كمبودها و ضعفها و النهايه پيگيري و احقاق آن . شايد بايد اين دردها و ستمها را بدرستي به مردم شناساند كه در اين زمينه كمتر توجه شده است هر چند بيان اين موارد حتي بصورت طومار و گلايه نامه دسته جمعي قبلا بي پاسخ مانده است درد را بدرستي بيان كرديد حالا بايد بفكر چاره آن باشيم راهكار چيست ؟ چه بايد كرد ؟ ما كه در طول روز به متقاضيان و مراجعه كنان دفتر بصورت حضوري و تلفني مشاورههاي مجاني ميدهيم و در بيشتر موارد مشكلاتشان را حل ميكنيم چرا در حل مشكل خود در مانده ايم مگر نه اين است كه حق گرفتني ايست پس دوستان عزيز بيشتر در خصوص چاره كار تمركز كنند كه اين واقعيتي است كه وجود دارد حال بايد چه كار كرد ؟

0081

درودي ديگر و عرض احترام . شناسائي و درك درد و كمبودها خود هنري است و شجاعت در بيان آن نيز هنري ديگر بنده با درايتي كه در جنابعالي يافتم مطمئنم اگر سكاندار اين سفينه بوديد هنر درمان را نيز بخوبي اعمال ميكرديد اعلام عجز شما نشانه فروتني شماست بنده از تملق و تعاريف غير معمول بيزارم كه آن را نشانه خود كوچك بيني شخص ميدانم آنچه در وصف جنابعالي نوشتم واقعيتي است كه بنده با درك ناقصم به آن رسيدم بي شك افرادي ديگر با اين خصوصيات نيز در ميان همكاران هستند ولي متاسفانه شايد تعداشان به تعداد انگشتان دو دست نرسند سربلند باشيد

(تیچر،روزنه)

اگه من بخوام تو هم بخواهی مطمئنآ او هم که سومین است و غائب!!! او هم خواهد پذیرفت همان را که من و تو خواهان تغییرش هستیم[لبخند][لبخند][لبخند] پس بیا تا خودمان درست کنیم و طرحی نو دراندازیم...